X
تبلیغات
مـــحمـــد مـــحمــــدزاده

مـــحمـــد مـــحمــــدزاده

وبلاگ شخصی مـحمــد محمــدزاده

ایمیل شخصی محمد محمدزاده

 

ایمیل شخصی محمد محمدزاده

Mmohammadzadeh66@gmail.com

شما میتوانید از طریق این ایمیل با من در ارتباط باشید

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم آبان 1389ساعت 22:25  توسط مـــحمـــد مـــحمــــدزاده  | 

زندگاني امام باقر عليه السلام در يک نگاه

 

نام : محمد.

كنيه : ابو جعفر و ابوجعفر اول .

القاب : باقر, شاكر, هادى , امين , شبيه -به خاطر شباهت ايشان به پيامبراكرم (ص )-.

مـشهورترين لقب آن حضرت , باقر است . پيامبر اكرم (ص ) به واسطه جابربن عبداللّه انصارى , آن حضرت را به اين لقب, ملقب كرد و به ايشان سلام رساند.

منصب : معصوم هفتم و امام پنجم شيعيان .

تاريخ ولادت : اول رجب سال 57 هجرى .

برخى از مورخان , ولادت ايشان را در سوم صفر سال 57 هجرى دانسته اند.

محل تولد: مدينه مشرفه , در سرزمين حجاز (عربستان سعودى كنونى ).

نسب پدرى : امام زين العابدين , على بن حسين بن على بن ابى طالب (ع ).

نام مادر: فاطمه , دختر امام حسن مجتبى (ع ) كه مكنى به ام عبداللّه بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم آبان 1389ساعت 22:33  توسط مـــحمـــد مـــحمــــدزاده  | 

آشنائی با سرفصلهای آموزش خانواده

مقدمه:

آموزش خانواده از برنامه هائی است که به منظور حمایت وپشتیبانی علمی وتجربی اولیاء در زمینه تربیت فرزندانشان طراحی شده است ودرحقیقت تلاشی است برای ارائه روش های بهتر زیستن با بهره گیری از اصول وروش های تربیتی مطلوب ومؤثر، امروزه علی رغم تغییر در شیوه زندگی ، بسیاری از اولیاء در برخورد با مسائل فرزندان ، خود را فاقد توانائیهای لازم ودانائیهای مؤثر واساسی می دانند. باتوجه به اینکه امروزه برای بهره برداری از هر وسیله ای راهنمای آن مورد نیازمی باشد. ضروری است امر تعلیم وتربیت نیز راهنما داشته باشدکه محتویات مختلفی خواهد داشت ، من جمله مهارت اساسی زندگی که طبیعتاً بهتر زیستن از طریق عمل به آن مهارت محقق خواهدشد.

انسان در پرورش هوش واستعداد خود وفرزندانش نسبت به گذشته قدمهای محکمتر ومؤثرتری را برداشته وبه تبع انتظاراتش در زمینه کارآمدی خویش وافراد وابسته بالاتر رفته ودریافته است که برای دستیابی به گذشته قدمهای محکمتر ومؤثرتری را برداشته وبه تبع انتظاراتش در زمینه کارآمدی خویش وافراد وابسته بالاتر رفته ودریافته است که برای دستیابی به این مهم که همانا دانائی وتوانمندی وبه نوعی مهارتی است ،می بایست تلاش بیشتری را در این خصوص مبذول نماید.

درهمین راستا وباتوجه به نیازهای جدید آموزشی اولیا دررابطه با حل مسائل خود وفرزندانشان (طراحی نظام جامع ارتقای آموزش خانواده ) به عنوان بستر آموزشی ومهارتی اولیا در دست برنامه ریزی قرار گرفت وبراساس یک فرایند علمی وعملیاتی سرفصل های آموزش خانواده در دوره های مختلف تحصیلی از پیش دبستانی تا پیش دانشگاهی مورد بازنگری عمیق واصولی قرار گرفت ونتایج حاصله روند ذیل با موضوعات مشخص در حوضه های روانشناسی ، علوم اجتماعی ، بهداشتی ، روانی ،مهارتی و... تدوین گردید.

برای خواندن کامل متن به ادامه مطلب مراجع کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم آبان 1389ساعت 0:13  توسط مـــحمـــد مـــحمــــدزاده  | 

نحوه برخورد والدین با مسایل تحصیلی نوجوانان

مدرسه علم و تجربه لازم را به دانش آموزان منتقل می کند و دوره نوجوانی   یک دوره مهم در این انتقال است تا به کمک آنها نوجوانان سازگاری اجتماعی پیدا کنند و برای زندگی تحصیلی و شغلی آتی خود نیز آماده شوند. نحوه برخورد والدین با مسایل تحصیلی نوجوانان نقش مهمی در پیشرفت یا افت تحصیلی و مشکلات آموزشی آنان دارد. برخی تحقیقات نشان می دهد که بین طرز تلقی نوجوانان از ویژگی های والدین و محیط خانوادگی با پیشرفت تحصیلی آنان همبستگی معنی داری وجود دارد (نتایج براساس توصیف های نوجوانان در سه گروه با والدین هدایت کننده، والدین قدرت مدار و والدین آسان گیر یا آزاد به دست آمد).
نتایج نشان می دهد که بهترین نمره های درسی از آن فرزندان والدین هدایت کننده بوده و برعکس. فرزندان والدین قدرت مدار و فرزندان والدین آسان گیر و والدین بی ثبات کمترین پیشرفت تحصیلی را داشته اند. بیشتر افت و ترک تحصیل در میان فرزندان خانواده های محروم، از نظر فرهنگی- اجتماعی دیده می شود. فرزندان خانواده های از هم گسیخته نیز به خصوص در سال های آخر دبیرستان دچار افت تحصیلی سنگینی می شوند. افت شدید درسی و ترک تحصیل نوجوانان می تواند مقدمه ورود او به برخی انحرافات باشد. ناهمخوانی خصوصیات نوجوانان با ویژگی های مدرسه مشکل دیگری است که باعث ایجاد ناسازگاری هایی در او می شود. انتظارات جدید مدرسه در مقطع بالا، انضباط سخت مدرسه، دشواری و حجم زیاد درس ها در دوره های راهنمایی و دبیرستان و شیوه های متفاوت تدریس، با خصوصیات و توانایی ها و وضعیت رشدی بعضی از نوجوانان همخوانی ندارد. مشکلات رفتاری و انضباطی در مدرسه به صورت اعمال خشونت آمیز در آینده، وقت گذرانی و اهمال کاری، همدستی با رفقا برای مقابله با اولیا مدرسه در نوجوانان بروز می کند که ازجمله مکانیسم های دفاعی نوجوانان برای مخفی نگهداشتن احساس ناتوانی و کمبودها و نارضایتی های آنهاست.
محققان به این نتیجه رسیده اند که:

والدین هدایت کننده:


به نوجوانان خود کمک می کنند تا در برخورد با هر موضوعی هم جوانب آن را بسنجند، از این که فرزندانشان برخی از مسایل را بهتر از آنان بشناسند احساس رضایت می کنند، درباره مسایل فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی با فرزندانشان گفت و گو می کنند. فرزندان نوجوان خود را در تصمیم گیری های مربوط به خانواده شرکت می دهند. در واکنش به موفقیت های تحصیلی و ایفای نقش های مثبت، نوجوان را تشویق می کنند. اگر فرزندشان نمره پایین بگیرد با تشویق به موفقیت بیشتر به او کمک می کنند.

والدین قدرت مدار:


از نوجوان خود می خواهند که به آنان بحث نکنند و بزرگسالان را زیر سؤال نبرند و به فرزندان خود گوشزد می کنند که وقتی بزرگ تر شوند متوجه اشتباهات کنونی خود خواهند شد. وقتی فرزندانشان نمره بد می گیرند به شدت ناراحت می شوند و به سخت گیری هایشان می افزایند.

والدین آسان گیر:


توجهی به نمرات درسی فرزندانشان ندارند و به آن اهمیتی نمی دهند. هیچ گونه نظم و قاعده ای برای اوقات فراغت و مدت زمان تماشای تلویزیون نوجوان خود در نظر نمی گیرند. در برنامه های اولیا و مربیان که از طرف مدرسه ترتیب داده می شود، شرکت نمی کنند و بر انجام تکالیف درسی فرزندانشان نظارتی ندارند و آنها را کنترل نمی کنند. این دسته از والدین به دو روش با مسایل تحصیلی فرزندانشان مواجه می شوند. گروهی از آنان به طورکلی کاری به درس و مشق فرزندان خود ندارند و گروهی دیگر به درس و تکالیف بچه ها توجه می کنند. اما معتقدند که بچه را باید به حال خود گذاشت تا خود مسئولیت کاری خود را به عهده بگیرند.
عواملی که باعث افت تحصیلی و ترک تحصیل در نوجوانان می شود:
از هم گسیختگی خانواده، کسب نمره های پایین در درس، بی علاقگی به مدررسه، اشتغالات ذهنی ناشی از مشکلات خانوادگی و تزلزل روحی و عدم اعتماد به نفس نوجوانان، سطح پایین فرهنگی- اجتماعی والدین و فقر مالی را می توان در شمار اصلی ترین عوامل ترک تحصیل به دست آورد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم آبان 1389ساعت 0:9  توسط مـــحمـــد مـــحمــــدزاده  | 

نقش خانواده در پیشرفت تحصیلی فرزند

مقدمه:

قرآن كتاب آسمانی ما مسلمانان و نیز پیامبر بزرگوار اسلام , مكرراً بر تحصیل علم و دانش تاكید كرده اند. رسول اكرم (ص) بارها مسلمانان را به فراگیری علوم تشویق كرده اند و فرموده اند:

 

« به دنبال علم و دانش بروید حتی اگر در چین باشد. »

 

مسلمانان نیز به پیروی از دستورات قرآن و پیامبر از صدر اسلام برای آموختن علوم مختلف سعی و كوشش فراوان داشته اند.

 

          از این جهت لازم است برای بهبود تعلیم و تربیت و همچنین راهنمائی و كمك به دانش آموزان در امر تحصیل كه همواره مورد نظر دانشمندان و بزرگان دین بوده است سعی و كوشش بعمل آید .

 

         بر تمام افراد جامعه بخصوص آنان كه به نوعی با آموزش و پرورش در ارتباطند لازم است به هر نحو كه می توانند راهی را برای بهتر كردن وضع تعلیم و تربیت و آموزش و پرورش بخصوص در مقطع ابتدایی و رفع كمبودها و اشكالات آموزشی پیدا نموده و علل و عواملی كه در پیشرفت تحصیلی نسل های آینده و حال موثرند را بررسی و كشف نمایند.

 

           بیش از 80 % شخصیت كودكان و نوجوانان در متن خانواده , در كنار پدر و مادر شكل می گیرد و خانواده بعنوان اولین پایگاه تعلیم و تربیت و نخستین مدرسه كودكان می باشد و در مورد پیشرفت تحصیلی فرزندان و آینده سازان نقش اساسی را دارند , لازم است در این باره علل كمبود و نقایص برخورد اولیا پیگیری و در جهت »پیشرفت تحصیلی فرزندان بكار گرفته شود. و به خانواده های محترم و عاشق پیشرفت فرزندان , آموزشهای لازم و ضروری , با تشكیل كلاسهای آموزش خانواده از طریق مربیان و استادان ماهر و حاذق داده شود. »


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم آبان 1389ساعت 0:7  توسط مـــحمـــد مـــحمــــدزاده  | 

پیوند اولیا و مربیان

 

روز پیوند اولیا و مربیان

امروز 24 مهرماه، روز پیوند اولیا و مربیان است. روزی که خانواده و مدرسه، دست در دست یکدیگر برای رشد و شکوفایی فرزندان عزیز این آب و خاک و پرورش افرادی مسلمان، متخصص، کارآمد و ثمربخش برای آینده ی جامعه ای آباد و آزاد هم پیمان می شوند.
ایجاد وحدت رویه ی تربیتی

یکی از هدف های مهم انجمن اولیا و مربیان در مراکز و موسسه های آموزشی، ایجاد وحدت رویه ی تربیتی در خانه و مدرسه است. وحدت رویه ی خانه و مدرسه سبب ایجاد شرایط یکسان و هم آهنگ موقعیت های تربیتی می شود. در آن صورت، هر یک از این دو نهاد، فعالیت تربیتی یکدیگر را تکمیل و تقویت می کنند. بر عمق آموخته های دانش آموزان می افزایند و رفتارهای مطلوب آنان را درونی می سازند. هم چنین با پیش گیری از تعارض و سردرگمی در آنان، احساس، اندیشه و رفتارشان را در خانه، مدرسه و جامعه، انسجام می بخشند. بدین ترتیب، شکل گیری هویت مستحکم آنان را فراهم می آورند.
شناخت دانش آموزان

تعلیم و تربیت مؤثر و کارآمد در گروِ شناخت هرچه بیشتر دانش آموزان و فراگیران است. دست اندرکاران تعلیم و تربیت کودکان، نوجوانان و جوانان اعم از والدین، معلمان و مربیان به هر میزان که با نیازها، سلیقه ها، استعدادها، رغبت ها، ارزش ها، گرایش ها و آرزوهای دانش آموزان، بیشتر آشنا شوند، تصمیم متناسب تر و مؤثرتری اتخاذ خواهند کرد. رسیدن به چنین هدفی به هم آهنگی و هم کاری بسیار نزدیک اولیا و مربیان در حل و فصل مسایل و مشکلات دانش آموزان، بستگی دارد.
کمک به دانش آموزان نیازمند

دانش آموزی که گرسنه، بیمار یا بدون ابزار آموزشی هم چون قلم، دفتر و... یا لباس و پوشش مناسب به مدرسه می آید، حتی با وجود استعداد و هوش مندی کافی، هرگز نمی تواند هم پای دیگر شاگردان به یادگیری و آموزش بپردازد. بی تردید در صورت تداوم این وضعیت، وی به شکست دچار خواهد شد. یکی از اقدام های خداپسندانه و خیرخواهانه ی انجمن اولیا و مربیان، شناسایی این گونه دانش آموزان و کمک مستقیم مالی به آنان است. ما می توانیم با پیوستن به این انجمن و یاری رساندن به فرزندان خودمان، به مسؤولیت های اجتماعی ـ اسلامی خویش در کمک به هم نوعان نیازمند، عمل کنم.
بازی کودکانه

بازی با سرشت کودک، عجین است و یکی از نیازهای طبیعی او به شمار می رود. بازی، بزرگ ترین سرگرمی کودک، به ویژه در سال های پیش از دبستان است. شاید کودک دلیل بازی کردن خود را نداند یا آن که نتواند دلیلی برای آن بیان کند، ولی با این همه، نمی تواند از بازی کردن دست بکشد. متأسفانه برخی بزرگ ترها (پدران و مادران یا معلمان و مربیان) به اهمیت بازی برای کودکان پی نبرده اند. بنابراین، آن ها را از بازی کردن، باز می دارند و می پندارند اگر کودکان در گوشه ای، آرام بنشینند، برای آن ها بهتر است. امروزه ثابت شده است کودکانی که به اندازه و به درستی، بازی نمی کنند، از رشد ذهنی مناسب بی بهره اند و در بزرگی نیز منزوی و گوشه گیر خواهند شد.

اسلام سفارش می کند که پدران و مادران، امکانات لازم را برای بازی کودکان فراهم کنند و در هر موقعیت و مقامی که هستند، وقتی را برای بازی با فرزندان خویش اختصاص دهند. پدر و مادر نباید خیال کنند که در صورت بازی کردن با فرزندان شان، اقتدار و متانت آنان خدشه دار خواهد شد و یا به عبارتی، سبک خواهند شد.
مهر و محبت

مهر و محبت، مهم ترین نیاز عاطفی فرد در دوران کودکی است. همان گونه که کودک به شیر مادر نیاز دارد و زندگی بی آن، دشوار و گاهی ناممکن است، به همان میزان به توجه و مراقبت والدین نیاز دارد. کودک باید همواره احساس کند که مادر و پدرش، او را دوست دارند و پشتیبان او هستند. محبت و توجه والدین، محیط روانی آرام و قابل اعتمادی را برای کودک فراهم می کند و در رشد و تکامل عاطفی او بسیار مؤثر است.
افراط و تفریط در مهرورزی

افراط و تفریط در مهرورزی و محبت، خطرناک و آفت زاست و ریشه ی امید، نشاط و حیات را در وجود انسان می خشکاند. تعادل و توازن در مهرورزی، عامل بالندگی و رشد یافتن است. آن چه در دین سفارش شده، رعایت اعتدال است. افراط در محبت، به پرتوقع بار آمدن کودکان، جوانه زدن ریشه های خودپسندی و سرکشی آنان در برابر حقیقت یا به عکس، بی اعتمادی و وابستگی شدید آنان می انجامد.
تربیت اجتماعی

یکی از ابعاد وجودی انسان، اجتماعی بودن اوست که در مقام تربیت باید بدان توجه شود. یکی از وظایف والدین و مربیان در تربیت فرزندان و نسل آینده، توجه به تربیت اجتماعی آنان است. بدین ترتیب، استعدادها و توانایی های فرزندان در عرصه ی حیات اجتماعی شکوفا می شود و می توانند به صورت فعال و موفق در زندگی جمعی حضور یابند. تربیت اجتماعی شدن فرزندان یکی از حقوق فرزندان در برابر والدین و مربیان شان است.
چون پولاد، سخت و محکم بودن

باید به جوانان و نوجوانان تفهیم شود که ایام جوانی و نوجوانی، دوران توفان های روحی و جهش های عاطفی و عصر بی قراری و حرکات پرشتاب است. روح جوان سرشار از هیجان های گوناگون است و به کوه آتشفشانی می ماند که در اندک مدتی، فوران می کند و گاهی هم خطرهای عظیم در پی دارد. فراوانند جوانانی که بازیچه ی موج های توفانی هوس ها و آرزوهای خام جوانی می شوند.
به کارگیری خرد

در امر تعلیم و تربیت، نباید در قضاوت و تصمیم گیری، شتاب کنیم. حتی هنگام عصبانیت باید پیش از هرگونه تصمیم گیری به دقت، درباره ی حادثه ی به وجود آمده، تحقیق کنیم. در این مواقع، باید از خرد خویش بهره بگیریم، نه راه و روش ناپسند و دیکته شده ی دیگران را.
ناکامی

ناکامی و محرومیت به موقع و متناسب، کودک را به رشد و تکامل بیشتر وا می دارد و سبب پرورش و تقویت روح و روان او می شود. ناکامی سبب می شود کودک یا نوجوان، امکانات و استعدادهای بالقوه ی خود را کشف کند و به وسیله ی آن، سازگاری با دنیای خارج را بیازماید. بدون ناکامی، پشتوانه ای برای به حرکت درآوردن توانایی های فرد، وجود ندارد.
آرزو

آرزو برای کودکِ تلاش گر و فعال، مایه ی دلخوشی و محرّک کمال جویی و برای کودک منفعل و تنبل، مایه ی رنج و ناکامی است. پس پیش از تقویت آرزوهای بلند باید انگیزه و شوق پیشرفت را در کودک پرورش داد. بنابراین، اهداف متعالی باید با انگیزه های قوی همراه شود. در غیر این صورت، نتیجه ای وارونه خواهیم گرفت.
رنج و زحمت

رنج و زحمت بهترین نعمت و برکت برای شکوفایی استعدادهای کودک است. رنج و زحمت، کودک را به تکاپو وا می دارد، استعدادهای نهفته ی او را بیدار می کند، سبب رشد مهارت های گوناگون او می شود و روحیه ی پشتکار، پایداری و شکیبایی را در او تقویت می کند. اراده ی او را استوار می سازد و اعتماد به نفس او را افزایش می دهد. و این همه، سبب می شود کودک، زندگی را بفهمد و زندگی کردن را در لابه لای حوادث تلخ و شیرین، تجربه کند.
نازپروردگی

ناز پروردگی مهم ترین عامل انسداد رشد و تکامل روانی در کودک است. شیوه ی «تربیت ناز پرورده» به گرمای گلخانه ی می ماند که شرایط یک محیط پرورش غیرطبیعی (مصنوعی) را پدید می آورد و توانایی و جسارت کودک را از بین می برد. مهربانی های مبالغه آمیز مادر، غالبا آمیزه ای از حکومت طلبی، ترس از زندگی و ناخشنودی باطنی است که تأثیر فلج کننده ای بر شور و شوق کودک دارد.
نصیحت کردن

نصیحت کردن در پاره ای مواقع، به ویژه در دوره ی نوجوانی خطر زیادی در بردارد. نوجوان به دلیل ویژگی های خاص این دوره، خواهان استقلال، خود اتکایی، و خود پیروی است و احتمالاً در برابر پند و اندرز مداوم می ایستد. او از کسانی که با دیده ی حقارت به او می نگرند یا از روی اقتدار، رفتار می کنند، بیزار می شود. وظیفه ی والدین این نیست که همیشه، در همه جا و در همه ی مراحل زندگی، فرزندان خود را نصیحت کنند، بلکه باید فرزند خود را به گونه ای تربیت کنند که او، خود، راهنمای خویش باشد.
کودک تنبل

کودک تنبل هرگز وجود ندارد. آن چه تنبلی نامیده می شود، به دلیل روش های غلطی است که به کار بسته ایم، تا کودک را نسبت به موضوع خاصی، بی علاقه کنیم. زیرا کودک سالم هیچ گاه دوست ندارد از دیگران عقب بیافتد و یا بی کار بماند یا برای پیشرفت خود، نکوشد. دانش آموزی که در پاره ای امور، او را تنبل، کودن و بی حال فرض می کنیم، هنگام اجرای فعالیت مورد علاقه اش، آن چنان انرژی، تحرک و مهارت ازخود نشان می دهد که به هیچ وجه با ویژگی های عادی او هم آهنگی ندارد.
حسادت

حسادت های کودکان برای رشد و تحریک هوش آنان لازم است. باید به حسدهای بچگانه که بی کینه و پاک است، جهت داد تا به رقابت سالم تبدیل شود، و گر نه همین حسادت ها در بزرگ سالی با کینه و عداوت همراه خواهد شد. رقابت باید بستر رفاقت باشد. در غیر این صورت، باید از توسعه ی آن جلوگیری کنیم.
کام یابی

یکی از بهترین کام یابی ها برای فرزندان، ناکام کردن مصلحتی و موقتی آنان است تا به فضیلت قناعت دست یابند و قدرت تحمل و زیبایی صبر و شکیبایی را حس کنند. آن کس که ناکامی را تجربه کرده باشد، کام یابی را بهتر می چشد. والدینی که در برابر همه ی خواسته ها و توقع های فرزندان شان تسلیم هستند، ناخواسته به بدبختی و زودرنجی کودکان خود دامن می زنند.
شکست

مردان بزرگ، عظمت خود را مدیون شکست هایی می دانند که با آن روبه رو بوده اند. فرزندان ما باید یاد بگیرند که نعمت شکست می تواند هم چون نعمت پیروزی برای آنان، سازنده باشد. هر ضربه ای در زندگی کودک، اگر او را از پای نیافکند، سبب بیداری، تحرک، هوشیاری و بازسازی اندیشه اش می شود. بنابراین باید از پشتیبانی و حساسیت های خود نسبت به کودکان بکاهیم.
آزادی

آموختن این مفهوم به کودک که آزادی خود را در آزادی دیگران ببیند، به او کمک می کند که دیدگاه خویش را از محدوده ی منافع فردی و خانوادگی فراتر برد. همین امر سبب می شود گستره ی آزادی او، وسیع تر و عمیق تر گردد. چنین کودکانی سعه ی صدر، آزادگی و سربلندی را تجربه خواهند کرد و از این تجربه، به احساس سرخوشی، خوش دلی و خوش کامی دست خواهند یافت.
خودپنداری مثبت

اگر کودک، تصویری مثبت از خود داشته باشد، نسبت به تهدید دیگران مقاوم است. اگر خود را قبول داشته باشد، از قضاوت منفی دیگران، دچار هراس نمی شود. اگر به خود اعتماد درونی داشته باشد، از بی اعتمادی دیگران نمی رنجد. اگر برای خود ارزش قایل باشد، از این که دیگران او را تأیید نکنند، نومید و افسرده نمی شود. احساس حقارت و شکست کودک در این مسأله ریشه دارد که دارای خودپنداره ایی ضعیف و منفی است.
تنبیه بدنی

به طور کلی، تنبیه، کار سخت و دشواری است. خشونت و تندی بسیاری از پدران ومادران نسبت به فرزندان شان نه تنها دردی را دوا نمی کند، بلکه بر نگرانی و وحشت آنان می افزاید. تنبیه بدنی، به رابطه ی قهرآمیز بین والدین و کودک می انجامد و این امر آنان را از هم دورتر می سازد. دوری از پدر و مادر، فرزند را به محبت دیگری، وابسته می کند، که این، خود، بستر مناسبی برای انحراف است.
مشورت کردن با فرزندان

یکی از راه های تربیت اجتماعی فرزندان، میدان دادن به آنان برای پذیرش مسؤولیت در زندگی است. روایت های اسلامی در بیان مراحل تربیت فرزندان اشاره دارند که فرزند تا هفت سالگی، مانند سروری است که باید مورد احترام و اطاعت قرار گیرد و بر پدر و مادر است که خواسته های صحیح بچه گانه اش را به گونه ی شایسته ای برآورده سازند. از هفت تا چهارده سالگی باید برای رشد و شکوفایی استعدادهای فطری او، به آموزش و پرورش وی همت گمارند. هنگام بلوغ نیز باید بیش از پیش به شخصیت و افکار وی توجه کنند، او را در امور خانه و خانواده، شریک سازند و از فکر و اندیشه ی او، بهره برند.
سپردن مسؤولیت به فرزند

یکی از وظایف والدین، فراهم کردن زمینه های ایفای مسؤولیت فرزندان و پذیرش نقش در انجام وظایف اجتماعی است. پدر و مادر باید در چهره ی دوستی صمیمی و یک هم فکر صادق با فرزندشان روبه رو شوند. والدین ضمن این که به توانایی ها و استعدادهای وی اقرار می کنند، باید به نیازهای بدنی، روانی، عاطفی، اجتماعی، اخلاقی و دینی او نیز توجه داشته باشند. یکی از راه های مناسب برای رسیدن به این هدف، فرصت دادن برای مشارکت در فعالیت های جمعی است، به گونه ای که نوجوانان و جوانان ما با تصویری روشن از مسؤولیت محول شده، توانایی خود را در حدود اختیاری که دارند، نشان دهند و قابلیت های خود را به نمایش بگذارند.
تربیت اقتصادی

کودکان و نوجوانان امروز، مردان و زنان فردا هستند. چرخ زندگی فردا به دست آنان به گردش می آید و امور آن به رأی و تدبیر ایشان انتظام می یابد. یکی از نیازهای بشر در زندگی روزمره، تأمین معیشت و سامان دهی معاش خود و خانواده است. هم چنان که حضور در جمع و ایفای نقش در اجتماع به دانستن آداب اجتماعی بستگی دارد، تأمین معاش و گذران زندگی نیز نیازمند آگاهی و تربیت اقتصادی است. آماده ساختن فرزندان در دوره ی نوجوانی و جوانی برای ایفای نقش اقتصادی در زندگی فردی و اجتماعی یا به عبارت دیگر، آماده سازی آنان برای تأمین معاش خود و خانواده، درشمار حقوق فرزندان و وظایف والدین و دستگاه تعلیم و تربیت است.
هدر ندادن زندگی

فراوانند افرادی که زندگی شان حالت خواب گردها را تداعی می کند. آنان نمی توانند راه شان را پیدا کنند؛ زیرا به خود و نیروهای نهفته در وجود خود، اعتقادی ندارند. بنابراین، کودکان و نوجوانان را باید آن چنان پرورش داد که خود را بشناسند و راه بهره گیری از نیروهای وجودی شان را بدانند. بی خبری از نیرو و استعداد وجودی، به کار چوپانی شباهت دارد که به وجود گرگ اعتقادی ندارد و در نتیجه، کارش را چندان جدی نمی گیرد. باید جسم و روح خود را ورزیده کرد. باید فراز جو بود و جدی، و در راه یک زندگی بزرگ، قدم برداشت.
عقده های روانی کودکان

بعضی رفتارهای آدمی در عقده های دوران کودکی ریشه دارد. به دیگر سخن، گاهی گره ها و عقده های روحی، عطش انتقامی کور را در انسان شعله ور می کند. رفتار خشونت بار پدر با همسر و کودکانش یا رفتار نابهنجار مادر می تواند خمیرمایه ی بسیاری از عقده های روانی کودکان باشد. ثمره ی زندگی زن و شوهری که روابط شان بر اساس معیارهای انسانی استوار نباشد، میوه ی تلخ و زهرآگینی خواهد بود که بعدها برای اجتماع، دردساز خواهد شد.
گفت وگوی آموزگار با شاگرد

پرسش ساده ی معلم یا مربی درباره ی گرفتاری ای که همه ی فکر و ذکر شاگردش را به خود مشغول داشته است، می تواند او را از تنهایی، رهایی بخشد. به آینده، امیدوار سازد. معلم و مربی باید خود را در غم و شادی شخصی و خانواگی شاگردان شان شریک کنند و به مناسبت هایی که پیش می آید، هم یاری و غم خواری خود را آشکار سازند. کم ترین کمک در چنین موقعیت های پرآشوب روانی آن است که پای دردِ دل شاگردان بنشینند و به دور از بیگانگی، آنان را راهنمایی کنند. به یقین، همین گفت و گوهای ساده و ورود به اوضاع و احوال نوجوانان، آنان را از وحشت تنهایی و ترس از دلشوره های ذهنی شان، نجات خواهد داد و اطمینان شان را به معلم و مربی، جلب خواهد کرد.
دلیل تربیتی تنبلی

گاهی معلم و مربی با روش نادرست خود، شاگرد را به تنبلی محکوم می کند، در حالی که شاید عوامل نامساعد تعلیم و تربیتی در خانه یا مدرسه، سبب تنبلی دانش آموز شده است. برخی از این عوامل عبارت اند از: رعایت نکردن اصول روان شناسی در زمینه ی تعلیم و تربیت، نادیده گرفتن روش های درست تربیتی و آموزشی، تبعیض های ناروا در کلاس درس، بی توجهی به توان جسمی و روانی دانش آموز، به کارگیری مقررات نامناسب، تنبیه های شدید انضباطی، توقع بیش از حد معلم و مربی از شاگرد، انعطاف ناپذیر بودن تدریس ریاضی و غیره.
انتظار بیش از حد در زمینه ی توان جسمی و روحی کودک

چشم داشت های والدین، اولیا و مربیان، باید با کشش های جسمی و روانی کودک و نوجوان، متناسب باشد. وارد کردن فشار فراتر از استعداد ذاتی کودکان، بر نگرانی های آنان می افزاید و چه بسا ممکن است شاگردان را از درس و مدرسه بیزار کند؛ زیرا میزان هوش و استعداد کودکان و نوجوانان در میزان موفقیت آنان مؤثر است.
احساس ناامنی و محیط مدرسه

همان گونه که کودک و نوجوان در خانه به ایمنی و آسایش فکری نیاز دارد، در مدرسه نیز بیش از آن، به آرامش نیازمند است. از این رو فضای آموزشی در محیط مدرسه، باید آن چنان آرام بخش باشد که از ایجاد هرگونه ترس و نگرانی در شاگردان پیش گیری به عمل آورد. شیوه ی برخورد اولیای مدرسه، آموزگاران و مربیان، روش تدریس و درس پرسیدن، حجم تکلیف های مدرسه، مانند مشق شب و چگونگی معاشرت هم شاگردی ها، در دل گرمی یا دل سردی کودکان و نوجوانان، در تحصیل تأثیر دارد.
نداشتن اعتماد به نفس

خانواده ای را در نظر آورید که در آن، والدین عرصه را بر فرزندان خود تنگ می کنند و از هرگونه رفتار و کردارشان خرده می گیرند. هیچ گاه به آنان، اعتماد ندارند و همواره دوست دارند همه ی دستورهای شان بدون توجیه قبلی و چون و چرا اجرا گردد. چنین والدینی باید منتظر پی آمدهای ناخوش روش خود باشند. چون به هر حال، چنین فرزندانی اگر هم در آینده، از نظر سلامت روانی دچار آسیب جدی نشوند، از استقلال رأی، قدرت تصمیم گیری و شهامت اجرایی برخوردار خواهند بود و افرادی وابسته بار خواهند آمد.
نقش معلم در تربیت شاگرد

آموزش و پرورش کودک و نوجوان، در خانه و مدرسه، باید به موازات یکدیگر پیش برود و از تربیت درست، غفلت نشود. با تربیت صحیح، فرد از عوارض منفی و ضعف های شخصیتی بر کنار خواهد ماند و با رشد سالم ذهنی و بدنی، توان انجام هرگونه کاری حتی دشوار را پیدا خواهد کرد. به همین دلیل، معلم و مربی آگاه باید افزون بر تدریس مواد درسی، به تربیت شاگردان نیز اهمیت دهد. آموزگار می تواند با ایجاد کشش عاطفی و علاقه در آنان، زمینه ی سازگاری هرچه بیشتر آنان را با خود و دیگران و پیشرفت درخشان تحصیلی شان را فراهم سازد.
نقش آموزش و پرورش

شکوفایی دانش آموز در مدرسه، به داشتن معلم شایسته، کتاب های درسی با کیفیت مطلوب، محیط وسیع آموزشگاهی با فضای دل پذیر آموزشی و مدیریت دلسوز و کاردان، بستگی دارد. می بینیم که در برخی موارد، در کلاس های دوره ی ابتدایی، حضور معلم آگاه به تنهایی، بسیاری از نارسایی ها و کمبودهای دیگر را تا اندازه ی زیادی، جبران می کند و نونهالان را به ادامه ی تحصیل وا می دارد. اما در دوره های راهنمایی و دبیرستان، به سبب تعدد دبیران، این نقش به همان اندازه کارساز نیست. مطالب کتاب های درسی، روش تدریس دبیران، چگونگی رفتار و برخورد مجموعه ی مدیریت مدرسه و فضای آموزشی می تواند سبب پای بندی شاگردان به مدرسه یا فرار آنان شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم آبان 1389ساعت 0:4  توسط مـــحمـــد مـــحمــــدزاده  |